جشن تولد یکسالگی امیر حسین
خدایا شکرت ،پسرم یکساله شد . یکسال پر از هیجان و عشق . یکسال پر از شادی و خوبی و یکسال پر از خاطراتی که برای همیشه توی دفتر دلمون ثبت میکنیم . سال 91 بهترین سالی بود که توی زندگی ما رقم خورد . توی روزای آخر تابستون، یه فرشته کوچولو اومد و صفای خونه ماروصد برابر کرد . و من مادر شدم! مادر شدن حس عجیبی بود. احساسی که انگار دو نفر به خاطر هم زنده هستند .احساسی که هنوز باورش واسم سخته! اینقدر سریع گذشت که اصلا" نفهمیدم تو کی یکساله شدی ! هنوز طعم نوزادیت رو اونجور که باید و شاید نچشیدم ! حالا دیگه هیچ شباهتی به اون کوچولوی تازه به دنیا اومده نداری . اون موقع حتی نمیتونستی درست و حسابی چشمهاتو باز کنی! ولی حالا داری تمرین راه رفتن میکنی . لحظه به لحظه این یکسال برای تو موفقیت و پیشرفت و برای ما لذت و اشتیاق بود .... یاد گرفتی حرکت کنی ، بنشینی، بایستی ، حرف بزنی و حالا داری با تمام تلاشت سعی میکنی که راه بری. کوچولوی عزیزم اومدی و عشق بین من و بابایی رو کاملتر کردی . مرسی به خاطر اومدنت و مرسی بخاطر اینکه زیباترین احساس دنیا یعنی پدر و مادر بودن رو به ما هدیه کردی .


٢٧شهریور چهارشنبه بود و ما تصمیم گرفتیم با چند روز تأخیر یعنی پنجشنبه 11 مهر تولد تو رو جشن بگیریم . تعداد مهمونهای ما زیاد نبود تقریبا چهل نفر . با همفکری خاله مریم قرار شد تولدتو با تم کفش دوزک جشن بگیریم که مراسم رنگارنگ و شاد تری باشه . یک سری از وسایل از قبیل ریسه عکس و اویز خوشامد گویی و شکلاتهایی با اسم خودت و کلاه یکسالگی و پاکتهای تنقلات رو با تم کفش دوزک تهیه کردیم که اتفاقا خیلی هم قشنگ شده بود.بقیه وسایل رو هم از قبیل پیشدستی کیک و میوه خوری و لیوان روهم خودمون از بیرون خریدیم . کیک بچه های خمیری رو برات سفارش دادیم که خیلی ناز بود. ........ یک روز قبل از جشن هم با پدرت خونه رو تزئین کردیم . بالاخره روز جشن فرا رسید . کلی از دیدن این همه بادکنک و صدای موزیک تولد که با صدای چرا داشت پخش میشد ذوق کرده بودی. بر خلاف تصورم سرو صدا و شلوغی رو دوست داشتی ، از بین مهمونا 7 تا مهمون کوچولو هم داشتیم دانیال جون ، سام کوچولو ، روژینا جون ، آتنا جون ، آرتین کوچولو ، صبا جون و هستی کوچولو . روی مبل مخصوص خودت نشوندیمت. کلی ذوق میکردی . کلاهتم گذاشتیم رو سرت و برات تولدت مبارک خوندیم . همه رو با تعجب نکاه میکردی و انگشتای کوچولوت رو هم خیلی بانمک داخل کیک فرو میبردی و می ذاشتی تو دهنت و با ذوق دوباره تکرار میکردی و اینبار به بچه هایی که دور و بر میزت بودن تعارف میکردی .الهی قربون پسر مهربونم برم .......فدای چشمای خوشگلت بشم ............ پسرم قندم تولدت مبارک .الهی جشن فارغ التحصیلیت .......الهی تو دنیا نامدار باشی .....به نیکی ازت یاد کنن همه جا ........ الهی امین . خدایا تو پشت و پناه پسرم باش .
برای دیدن عکسهای تولد کفشدوزکی امیر حسین به ادامه مطلب مراجعه کنید . ممنون.







جشن تولد یکسالگی امیر حسین
